بسم الله الرحمن الرحیم
به سپیده سوگند
در راه مانده بودم، بیکس
و در همیان قلبم، اندکی محبت
باقی
نه راهی بود و نه ردی
بیابان در پیشرو و بیابان در
پشت سر
که به ناگاه پیام داد :" به
سپیده سوگند
و به قرار شب در خویش او تو را
از یاد نبرده
ناخوشنود نگشته از تو
سرور و سالار و رب و پرودگار تو
و سرانجام برایتان نیکوتر از
سرآغاز است
و به عطایش خوشنودت خواهد ساخت
مگر نه یتیمات یافت و پناهت داد؟
گمگشتهات دید و راهت نمود؟
نیازمندت یافت و بینیازت کرد؟
پس یتیم را خوار مکن
و پرسشگر را مران
و موهبت پروردگارت را بازگوی"